تبلیغات
وبلاگ خانواده

وبلاگ خانواده
هر آنچه یك خانواده نیاز دارد  

فولکلور چیست ؟

مقدمه :
 
فولکلور (Folklore) یا باور عامیانه را می‌توان مجموعه‌ای شامل افسانه ها، داستانها، موسیقی، رقص، تاریخ شفاهی، ضرب المثلها، هزلیات، باورهای عامه، رسوم دانست. به‌تدریج این اصطلاح به‌معنی دانش عامیانه و دانستنی‌های تودهٔ مردم رواج یافت و «فرهنگ عامه»، «فرهنگ عامیانه»، «فرهنگ توده» و «فرهنگ مردم» نامیده شد(از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد ). دراین مقاله به تعریف علمی فلکور و جنبه های گوناگون آن پرداخته ایم تا در پست های بعد ازآنها درمعرفی فولکور ترکهای خراسان بخصوص گریوان همراه با کلمات و جملات ترکی استفاده نماییم. باما همراه باشید

فرهنگ عامّه (فولکلور)

 فولکلور از دو کلمه لاتینی «فولک (Folk) » به معنای «توده مردم و عامه» و به طور کلی «عوام» - که در معنای غیر تخفیف آمیز آن ، در برابر «خواص» (نخبگان و فرهیختگان جامعه) قرار می گیرد و «لور (Lore) » به معنای «دانش ، ادب و مجموعه ای از معارف و دانستنی های غیر تخصّصی» ، گرفته شده است .1

برای اولین بار ، یک عتیقه شناس به نام امبروز مورتون (Ambroise Morton) ، بیش از یک قرن پیش ، کلمه فولکلور را ساخت . او می نویسد : «آنچه ما در انگلستان ، رسوم باستانی عامیانه با ادبیات عامیانه می نامیم را می توان دقیقا با یک ترکیب خوب ساکسونی یعنی "فولک - لور" یا "دانش عامیانه" بیان کرد» (2). این کلمه در ایران به «فرهنگ عامه» ترجمه شده است .

این اصطلاح ، عملاً در تمامی زبان های اروپایی پذیرفته شد، اما معنای آن ، همواره دچار تغییر شده است . محقّقان، ابتدا فولکلور را فقط شامل ادبیات توده ، مانند : قصه ها، افسانه ها ، آوازها، ترانه ها، مثل ها ، معمّاها و... می دانستند . کم کم سنّت هایی که به طور شفاهی آموخته می شود و آنچه مردمان در زندگی خارج از دبستان فرا می گیرند نیز جزو آن گردید . چندی بعد، اعتقادات، اوهام و پیشگویی های راجع به وقت، نجوم ، تاریخ طبیعی، طب و آنچه دانش توده نامیده می شد را نیز به این علم افزودند . سپس آداب و سنن و رسومی که راجع به هر یک از مراحل زندگی بود، مانند : تولد، کودکی، جوانی، زناشویی ، پیری ، سوگواری، جشن های ملی و مذهبی و نیز عاداتی که مربوط به زندگی عمومی می شود، از جمله تمام پیشه ها و فنون توده را نیز جزو فولکلور به شمار آوردند؛ اما اگر بخواهیم فولکلور را در یک جمله کوتاه و کامل تعریف کنیم ، باید چنین بگوییم که : «فولکلور ، دانشِ آشنایی با پرورش غیر رسمی اکثریت است ( در مقابل پرورش نهادهای رسمی آموزش و تربیت) در میان یک ملت متمدن»(3) .

از آن جا که موضوع مطالعه فولکلور، بررسی جنبه های مختلف زندگی عامّه است ، بنا براین می توان گفت فولکلور در جوامعی وجود دارد که افراد آن جامعه ، دارای دو نوع پرورش عوام (مردم کوچه و بازار) و خواص (نخبگان) باشند؛ زیرا در جامعه ای که تمام اعضای آن را افراد تحصیل کرده و فرهیخته تشکیل داده باشند ، فولکلور وجود نخواهد داشت و یا برعکس، در مورد جوامع بسیار بَدَوی و رشدنیافته - که حتی خواندن و نوشتن هم نمی دانند - نیز به کار بردن کلمه فولکلور، معنا نمی دهد؛ اما به عقیده بسیاری از فولکلورشناسان ، چنین جوامعی هرگز وجود خارجی ندارند (هر چند که بعضی دیگر ، قبایل وحشی استرالیا را نمونه ای از این گونه اجتماعات می دانند) .

ویژگی های فولکلور

با توجه به مطالبی که بیان شد ، می توان ویژگی های زیر را برای فولکلور بر شمرد :

- فولکلور ، اعمال و رفتار جمعی و گروهی است که در بین عامه مردم ، رایج است . بنا براین ، عمل و رفتار یک فرد یا یک خانواده را نمی توان فولکلور نامید .

- ابداع کننده و به وجود آورنده و نیز زمان شروع رفتارها و اعمال فولکلوری معلوم نیست .

- عادات فولکلور در مجموعه فعالیت های زندگی اجتماعی ، نقشی به عهده دارند .

- اعمال و رفتارهای فولکلور به مناسبت و بنا بر مقتضیات زمان ، تکرار می شوند ؛ یعنی آنچه در یک یا چند مرتبه و یا فقط در دوره ای خاص و محدود اتفاق افتد ، در شمار فولکلور نیست .

- فولکلور در جریان انتقال ، موافق مقتضیات نسل ها ، دگرگون می شود .

رفتارهای فولکلوریک ، از حاکمیت اندیشه ای خاص که بر خلاف میل توده باشد ، پیروی نمی کنند ، هر چند آن تفکر بر جامعه ، حکومت داشته باشد .

شایان ذکر است که آداب و رسوم و رفتارهای فولکلور هر منطقه ، برای مردم همان منطقه ، «سنّت» و برای مردم سایر نقاط ، به عنوان «فولکلور» خاصِّ آن منطقه شناخته می شود .

فرهنگ عامّه ، میراث غیر مادّی ملت ها

همان طور که گفته شد ، یکی از ویژگی های فولکلور ، تکرارپذیری و قابلیت انتقال آن به نسل های آینده است . از این رو می توان فولکلور هر منطقه را مجموعه ای از رفتارها ، گفتارها ، پوشش ها ، آداب و رسوم و عاداتی دانست که افراد آن منطقه، آنها را از گذشتگان و نیاکان خود به ارث برده اند ؛ عاداتی که شاید از ابتدای بشریت آغاز شده و یا لااقل ، مربوط به دوره های بسیار باستانی باشند . به عبارت کلی تر می توان فولکلور را میراث قومی و معنوی یک ملت دانست .

بنا براین ، بر خلاف تصوّر بسیاری که فکر می کنند فولکلور ، تنها مربوط به گذشتگان و جنبه های مختلف زندگی آنهاست ، باید گفت که هر چند فولکلور (یا همان دانش عامیانه) ، میراث پیشینیان است ، اما در حال حاضر و در جوامع امروزی نیز وجود دارد و هنوز هم زنده ، پویا ، جذّاب و باصلابت ، بر پای ایستاده است و مردم ، در حال حاضر نیز با مجموعه دانسته هایی که از گذشته های دور و از نسل های گذشته به جا مانده و سینه به سینه ، جا عوض کرده و به آنها رسیده است ، زندگی می کنند و در حقیقت ، همین فولکلور است که تا حدّ زیادی به زندگی آنها معنا و مفهوم می بخشد و آنها را به ادامه زندگی ، دلگرم می سازد . در واقع ، اگر فولکلور یک ملت را از آن بگیریم ، تمام هویت آن ملت را گرفته ایم که بدون آن ، زندگی ، غیر ممکن خواهد بود .

هر چند که فولکلور حاکم بر زندگی امروز ، با فولکلوری که پیشینیان ما با آن زندگی می کرده اند، متفاوت است ، اما به هر حال ، بخشی از میراث گذشتگان است که بنا به مقتضیات زمان و شرایط امروز ، تغییراتی در آن به وجود آمده است و به شکل قابل استفاده برای زندگی امروز ، تبدیل گردیده است . حتی این احتمال وجود دارد که یک رفتار فولکلوریک در یک دوره زمانی و بنا بر شرایط حاکم فراموش شود ، اما در دوره های بعد و با تغییر شرایط ، دوباره فعال گردد و حتی شاید پر رنگ تر از قبل ، در جامعه جدید ظاهر گردد .

وجود پیشینه کهن و درخشان تاریخی ، زندگی اقوام و طوایف مختلف در کنار هم و شرایط متغیّر آب و هوایی، باعث شده است که کشور ما دارای گنجینه بسیار غنی و سرشار از آداب و رسوم ، لهجه ها ، پوشش ها ، قصه ها، افسانه ها ، خرافات ، بازی ها و ... باشد و به همین دلیل ، دامنه فولکلور در ایران ، بسیار وسیع و متنوّع است .

یکی از مهم ترین دلایل غنای گنجینه فولکلور اقوام ایران، آمیخته شدن آن با فرهنگ و آداب و رسوم اسلامی است . این اقوام تا قبل از ورود اسلام به سرزمینشان نیز مردمی با تمدن و دارای فرهنگ و آداب و رسوم شناخته شده در بین ممالک آن زمان بودند ، و پس از پذیرش اسلام ، این آداب و رسوم ، نه تنها رنگ نباختند و از بین نرفتند ، بلکه در پرتو تعالیم اسلامی ، رنگ و بوی اسلامی به خود گرفتند ، و کامل تر از قبل ، به حیات خود ادامه دادند . برای مثال می توان به عید نوروز اشاره نمود که با ورود اسلام نیز نه تنها از بین نرفت ، که توانست با بهره گیری از عناصر فرهنگ اسلامی ، جنبه دینی پیدا کند و همراه با این عناصر گران بها ، کامل تر و جذّاب تر از پیش و به عنوان میراثی گران بها برای آیندگان به یادگار بماند .

کارکردهای فرهنگ عامّه در اجتماع

فولکلورشناسان، کارکردهای بسیاری را برای فرهنگ عامه ذکر کرده اند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره نمود :

1 . ایجاد همبستگی قومی و نژادی و نزدیک نمودن قومیت ها و ملیت ها به یکدیگر

اگر چه فولکلور از یک سو باعث تمایز اقوام و ملیت ها از یکدیگر می شود ، اما از سوی دیگر ، اگر با دقت در فولکلور طوایف و اقوامی که در یک منطقه یا یک کشور زندگی می کنند ، مطالعه شود ، مشاهده خواهد شد که درصد زیادی از زیرساخت های فولکلوریک آنها دارای ریشه مشترک است . برای مثال : همانندی لهجه ، پوشش ، سرودها و موسیقی های محلی و آداب و رسوم حاکم بر زندگی اقوام مختلف ، عاملی است برای ایجاد پیوند دوستی و نیز جلوگیری از ایجاد دشمنی و جنگ بین آنها .

2 . فرهنگ عامّه هر ملتی ، در حقیقت ، حافظه تاریخ سیاسی و اجتماعی آن ملت است

همان طور که گفته شد ، فولکلور، شامل تمامی اعمال و رفتار و گفتار و جنبه های مختلف زندگی بشری است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود . بنا براین ، با شناخت فولکلور یک قوم می توان به تمام این منابع ، دسترسی پیدا کرد و از این طریق به راحتی می توان به شرایط زندگی سیاسی و اجتماعی مردم آن قوم پی برد . برای مثال : اگر یک تعداد مثل و افسانه ، اسطوره ، ترانه و لالایی را تحلیل جامعه شناختی کنیم ، متوجه می شویم که در درون آنها حرف هایی است که در شرایط خفقان حاکمیت آن زمان نمی توانسته اند به زبان بیاورند ، به طوری که ترانه ها و لالایی های ما ، حرف های سیاسی است و لالایی های روستایی ما ترانه هایی است علیه اربابان و خوان های مناطق(5) و یا امروزه اگر به دقت به مضامین جُک ها و لطیفه های مردم پرداخته شود ، عمیق ترین مسائل سیاسی و اجتماعی را می توان درآنها یافت که نمی توان آنها را در یک سند غیر عامیانه، یک مقاله علمی و یا یک شعر پیدا نمود . از این رو می توان فرهنگ عامه را روح اجتماعی یک ملت دانست .

3 . فرهنگ عامّه را می توان خاستگاه و شالوده الهامات بشری در زمینه ادبیات و هنر به حساب آورد

این سرچشمه افکار توده که نسل های پیاپی ، همه اندیشه های گران بها و عواطف و نتایج فکر و ذوق و آزمایش خود را در آن ریخته اند ، گنجینه زوال ناپذیری است که آبشخور بزرگ ترین و ماندگارترین آثار هنری جهان است .

4 . فرهنگ عامّه را می توان نوعی رابط فرهنگی بیننسل های مختلف به حساب آورد

در حقیقت می توان گفت که فرهنگ عامه برای نسل های مختلف ، نقش یک مدرسه را بازی می کند . خصوصا در گذشته ، به دلیل عدم وجود رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی به شکل امروزی ، این نقش فولکلور، مهم ترین کارکرد آن به شمار می آمده است و در اشکال مختلفی همچون : دور هم نشستن های شبانه و گوش سپردن به قصه های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها ، پرده خوانی ها ، نقالی ها و... ظهور می یافته است .

سخن آخر

هر چند که ایران در زمینه منابع فولکلوریک، نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر ، غنی تر و کامل تر است ، اما در اثر : فقر و گرسنگی ، کوچ دادن و تخت قاپو کردن اقوام ایلات و عشایر ، سهوت جابه جایی و حمل و نقل ، هجوم فرهنگ بیگانه و تغییراتی که به سرعت در جامعه انجام می گیرد ، بسیاری از آداب و رسوم اقوام و دهات و ایلات دور دست ، فراموش شده است و اگر امروز نسبت به جمع آوری آنها اقدامی نشود ، دیری نمی پاید که بسیاری از این گنجینه های ملی را از دست خواهیم داد .

بنا بر این ، وظیفه ما این است که فولکلور اقوام و قومیت های مختلف ایران را شناسایی، تدوین و جمع آوری نماییم و از این میان ، آنچه را که مثبت و سازنده است ، در جامعه ترویج دهیم تا از فراموش شدن آنها جلوگیری به عمل آید .

باید بدانیم که امروزه ، اقوام و ملت هایی می توانند در عرصه فرهنگی ، استوار بمانند و حرفی برای گفتن داشته باشند که بتوانند فرهنگ اصیل خود را حفظ کنند و آن را از خطر هجوم فرهنگ های مهاجم ، در امان نگه دارند .

امروزه متأسّفانه دیده می شود که بعضی از جوانان اقوام مختلف ما ، به دلیل نداشتن شناخت صحیح از فرهنگ خود ، سخن گفتن به زبان مادری و محلّی و یا لباس پوشیدن به شیوه پدران و اجداد خود را نوعی بی فرهنگی و مایه ننگ و عار خود می دانند و این موضوع ، مخصوصا در مورد آنانی که به خارج از کشور مهاجرت می کنند ، بسیار بیشتر صدق می کند؛ چرا که به محض خروج از کشورشان ، هویت فرهنگی خود را تا حدّ زیادی فراموش می کنند و در فرهنگ جدید، حل می شوند و این در حالی است که آنها باید سفیر فرهنگی اقوام  ایران باشند و از ارزش ها و فرهنگ سرزمین مادری خود، دفاع کنند و آن را انتقال دهند . همان طور که مثلاً یک ژاپنی ، هر کجای دنیا که باشد ، یک ژاپنی است ، با همان فرهنگ و گاهی حتی پوشش سنّتی خود!

.............................................................................................

1 . مقاله : «فرهنگ عامه در ادب کهن فارسی» ، بهاء الدینی خرمشاهی ، منبع : سایت خبرگزاری میراث فرهنگی (miras) .

2 . فرهنگ علوم اجتماعی . جولیوس گولد ، ویلیام ل . کولب . ویراستار : محمّد جواد زاهدی مازندرانی . تهران : مازیار ، 1376 ص 403 .

3 . مقاله «جمع آوری فرهنگ عامه» . صادق هدایت ، نقل از مجله سخن ، منبع : وب سایت شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی (www.persian - language.org) . 3/3/1384 .

4 . همان منبع .

5 . بررسی های کارکردهای اجتماعی فرهنگ در گفتگو با حسن ذوالفقاری ، پژوهشگر حکمت های تجربی مردم ، مهدی اورند روزنامه ایران ، سال دهم شماره 2998 ، 3/9/1383 .

.: Weblog Themes By MihanSkin :.

صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب