تبلیغات
وبلاگ خانواده

وبلاگ خانواده
هر آنچه یك خانواده نیاز دارد  

 

   مرا صد بار اگر از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیالت هم اگر من را کشانی دوستت دارم
به پیش خلق گر نتوان حدیث عشق را گفتن
درون سینه تنگم نهانی دوستت دارم
چه حاصل از جفا کردن چه سود از قهر ورزیدن
مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم  


زمزمه ی مبهم آب ...

همه میپرسند //

چیست در زمزمه مبهم آب //

چیست در همهمه دلکش برگ //

چیست در بازی آن ابر سپید //

 روی این آبی آرام بلند //

که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال //

 چیست در خلوت خاموش کبوترها //

 چیست در کوشش بی حاصل موج //

چیست در خنده جام //

که تو چندین ساعت //

مات و مبهوت به آن می نگری//

 نه به ابر //

نه به آب //

 نه به برگ //

مه به این آبی آرام بلند//

 نه به این خلوت خاموش کبوترها //

 نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام //

من به این جمله نمی اندیشم //

من مناجات درختان را هنگام سحر //

 رقص عطر گل یخ را با باد //

نفس پاک شقایق را در سینه کوه //

 صحبت چلچله ها را با صبح // ب

غض پاینده هستی را در گندم زار //

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل //

همه را میشنوم // می بینم //

من به این جمله نمی اندیشم //

 به تو می اندیشم //

 ای سراپا همه خوبی //

 تک و تنها به تو می اندیشم //

همه وقت //

 همه جا //

 من به هر حال که باشم به تو میاندیشم //

تو بدان این را تنها تو بدان //

 تو بیا //

 تو بمان با من تنها تو بمان //

 جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب //

 پاسخ چلچله ها را تو بگو //

 قصه ابر هوا را تو بخوان //

تو بمان با من تنها تو بمان //

 در دل ساغر هستی تو بجوش //

 من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است //

 آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش /////


گفت معشوقی به عاشق كای فتا
تو به غربت دیده ای بس شهرها
پس كدامین شهر زان ها خوشتر است؟
گفت آن شهری كه در وی دلبر است
هر كجا كه یوسفی باشد چو ماه
جنت است ارچه كه باشد قعر چاه
مثنوی مولوی


ابیاتی كه كلمه معشوق در آنها وجود دارد :
 

معشوق عیان می‌گذرد بر تو ولیکن

اغیار همی‌بیند از آن بسته نقاب است

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است

سلطان جهانم به چنین روز غلام است

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

کایام گل و یاسمن و عید صیام است

گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان

نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

به هرزه بی می و معشوق عمر می‌گذرد

بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد

ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهی

طمع مدار که کار دگر توانی کرد

سر عاشق که نه خاک در معشوق بود

کی خلاصش بود از محنت سرگردانی

ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق

نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است

چه سود افسونگری ای دل که در دلبر نمی‌گیرد

معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد

هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

میان عاشق و معشوق فرق بسیار است

چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام

الهی عاشق از معشوق تا باشد تواضع جو

دو ابروی تو را تیر تکبر در کمان باشد

هوای غیر تصرف کند چو در معشوق

عذار شاهد عصمت شکسته رنگ شود

دنیا حریف سفله و معشوق بیوفاست

چون می‌رود هر آینه بگذار تا رود

گوییا پرده‌ی معشوق برافتاد از پیش

قلم عافیت از عاشق شیدا برخاست

ازین پیکر که معشوق دل آمد

به کم مدت فراغت حاصل آمد

 


هم روت خوش هم خوت خوش هم پیچ زلف و هم قفا

هم شیوه خوش هم میوه خوش هم لطف تو خوش هم جفا

ای صورت عشق ابد وی حسن تو بیرون ز حد

ای ماه روی سروقد ای جان‌فزای دلگشا

ای جان باغ و یاسمین ای شمع افلاک و زمین

ای مستغاث العاشقین ای شهسوار هل اتی

ای خوان لطف انداخته و با لئیمان ساخته

طوطی و کبک و فاخته گفته ترا خطبهٔ ثنا

ای دیدهٔ خوبان چین در روی تو نادیده چین

دامن ز گولان در مچین مخراش رخسار رضا

ای خسروان درویش تو سرها نهاده پیش تو

جمله ثنا اندیش تو ای تو ثناها را سزا

ای صبر بخش زاهدان اخلاص بخش عابدان

وی گلستان عارفان در وقت بسط و التقا

با عاشقانم جفت من امشب نخواهم خفت من

خواهم دعا کردن ترا ای دوست تا وقت دعا

درم رفیقان از برون دارم حریفان درون

در خانه جوقی دلبران بر صفه اخوان صفا

ای رونق باغ و چمن ای ساقی سرو و سمن

شیرین شدست از تو دهن ترجیع خواهم گفت من

تنها به سیران می‌روی یا پیش مستان می‌روی

یا سوی جانان می‌روی باری خرامان می‌روی

در پیش چوگان قدرگویی شدم بی‌پا و سر

برگیر و با خویشم ببر گر سوی میدان می‌روی

از شمس تنگ آید ترا مه تیره رنگ آید ترا

افلاک تنگ آید ترا گر بهر جولان می‌روی

بس نادره یار آمدی بس خواب دلدار آمدی

بس دیر و دشوار آمدی بس زود و آسان می‌روی

ای دلبر خورشیدرو وی عیسی بیمارجو

ای شاد آن قومی که تو در کوی ایشان می‌روی

تو سر به سر جانی مگر یا خضر دورانی مگر

یا آب حیوانی مگر کز خلق پنهان می‌روی

ای قبلهٔ اندیشها شیر خدا در بیشها

ای رهنمای پیشها چون عقل در جان می‌روی

گه جام هش را می‌برد پردهٔ حیا برمی‌درد

گه روح را گوید خرد: چون سوی هجران می‌روی

هجران چه هرجا که تو گردی برای جست‌وجو

چون ابر با چشمان تر با ماه تابان می‌روی

ای نور هر عقل و بصر روشنتر از شمس و قمر

ترجیع سوم را نگر نیکو برو افگن نظر

یک مسله می‌پرسمت ای روشنی در روشنی

آن چه فسون در می دمی غم را چو شادی می‌کنی

خود در فسون شیرین لبی مانند داود نبی

آهن چو مومی می‌شود بر می کنیش از آهنی

نی بلک شاه مطلقی به گلبرک ملک حقی

شاگرد خاص خالقی از جمله افسونها غنی

تا من ترا بشناختم بس اسب دولت تاختم

خود را برون انداختم از ترسها در ایمنی

هر لحظه‌ای جان نوم هردم به باغی می‌روم

بی‌دست و بی‌دل می‌شوم چون دست بر من می‌زنی

نی چرخ دانم نی سها نی کاله دانم نی بها

با اینک نادانم مها دانم که آرام منی

ای رازق ملک و ملک وی قطب دوران فلک

حاشا از آن حسن و نمک که دل ز مهمان برکنی

خوش ساعتی کان سرو من سرسبز باشد در چمن

وز باد سودا پیش او چون بید باشم منثنی

لاله بخونی غسلی کند نرگس به حیرت برتند

غنچه بیندازد کله سوسن فتد از سوسنی

ای ساقی بزم کرم مست و پریشان توم

وی گلشن و باغ ارم امروز مهمان توم

آن چشم شوخش را نگر مست از خرابات آمده

در قصد خون عاشقان دامن کمر اندر زده

سوگند خوردست آن صنم کین باده را گردان کنم

یک عقل نگذارم بمی در والد و در والده

زین باده‌شان افسون کنم تا جمله را مجنون کنم

تا تو نیابی عاقلی در حلقهٔ آدم کده

لیلی ما ساقی جان مجنون او شخص جهان

جز لیلی و مجنون بود پژمرده و بی‌فایده

از دسا ما یا می‌برد یا رخت در لاشی برد

از عشق ما جان کی برد گر مصطبه گر معبده

گر من نبینم مستیت آتش زنم در هستیت

باده‌ت دهم مستت کنم با گیر و دار و عربده

بگذشت دور عاقلان آمد قران ساقیان

بر ریز یک رطل گران بر منکر این قاعده

آمد بهار و رفت دی آمد اوان نوش و نی

آمد قران جام و می بگذشت دور مایده

رفت آن عجوز پردغل رفت آن زمستان و وحل

آمد بهار و زاد ازو صد شاهد و صد شاهده

ترجیع کن هین ساقیا درده شرابی چون بقم

تا گرم گردد گوشها من نیز ترجیعی کنم

.: Weblog Themes By MihanSkin :.

صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب